کیانی: ایستگاه افسانه گویی در نمایشنامه معاصر در معرض ریسک است

به گزارش ایسنا بوسیله نقل از روابط عمومی سی و هشتمین جشنواره بین المللی تماشاخانه فجر، در هفتم روز دی ماه همایش برگزیدگان عید های تماشاخانه استان ها در تئاتر شهر و هتل باباطاهر دنباله یافت و حسین کیانی در کارگاه «افسانه گویی داخل نمایشنامه» گفت: مردم اسطوره گفتن را دوست دارد، افسانه مانند یک عروج پرپیچ و خم، تپش انگیز، لمحه گیر و خطرناک است که با بزمین نشستن یا نرسیدن به ضابطه منزل صدای زیر مردانه بوسیله پایان می رسد. تو تئاتر حزن گواه شناخت دارد با نمایش همسفر شود، اگر فراغت باشد فقط تماشایی یکسری اتفاقات و فعالیت های نمایشی روی صحنه باشد، هر ثانیه امکان قطع شدن ارتباطش با نمایش وجود دارد و باید به وسیله افسانه او را با نمایش همراه کرد.

وی افزود: نحوه قصه پردازی به شگرد کارگردان و نمایشنامه نویس مرتبط است اما در اینکه کامل انسان گیتی افسانه را دوست دارند شکی ازاله. دیگر موضوعی که باید داخل یک ارائه برای جلب نظر تماشاچی به آن توجه کنیم ایجاد اشتیاق درون اوست تا برای آگاهی از دنباله قصه قلق داشته باشد. ولی جایگاه قصه گویی تو درام معاصر به نظر من به شدت تهدید می شود و داخل حال خطر است، بدبختانه حصه عمده این اتفاق هم از سر ناآگاهی و نبود یار صورت می گیرد.

کیانی در دنباله این کارگاه، درباره رابطه اسطوره و شخصیت، گفت: قصه و شخصیت قابل تفکیک نیستند و نمی توان گفت کدام یک مهم برنده است، هیچگاه شخصیت ماندگار تو ادبیات نمایشی نمی بینیم که تو یک قصه منصب یک، چخماق و پرمغز جناب نداشته باشد و بالعکس.
او در بخش دیگر این نشست درباره تحسین ایده در رمان نمایشی، بیان کرد: ایده تو گوهر داستانکی از نمایشنامه نهایی است که پس از ستایش آن برای شنونده این پرسش ساختن شود که بعد آن چه می شود؟ نه آنکه مخاطب بپرسد که چی؟ در واقع ایده نمایشی استفسار ایجاد می درنگ و پرسش روح درام است. یکی دیگر از ویژگی های ایده باریک بین برانگیز بودن است. ضمن اینکه شاخص ترین ابزار افسانه گویی در نمایشنامه پرداختن به قصه ها و اتفاقات پیرامون نویسنده است، همانطور که نویسندگان مبصر این کار را انجام دادند، ما باید از این اسباب استفاده کنیم. 

وی ادامه داد: ایده را باید در قالبی چون پیرنگ، طرح، پلات و … باز کنیم، طرح و پیرنگ را باید با صبر، حوصله و دقت بوسیله نگارش درآوریم و بیش در نمایشنامه جلال دارد و وقتی که صرف آن می کنید زیاد عمده است. معتقدم درام نویسی همواره مشابه باخبر یک اتاق تاریک شدن است و باید جزییات و عناصر این اتاق را فاحش و کشف کنیم. 

***

داخل این روز علی اصغر دشتی غم تو کارگاه «طراحی اجرا رها از متن» درباره عناصر یک نمایش بیان کرد: تمامی عناصر یک عرضه که از نگاه شما محتوی کارگردان، بازیگر، مخاطب و … می شوند و داخل گذر زمان دگرگونی کردند یا نه، دسته اجراکنندگان خواه سازندگان هستند که در مقابل گروه تماشاکنندگان استراحت می گیرند. تئاتر پهلو معلول ملاقات گروه عمل کننده و تماشاکننده در زمان و جا معین شکل می گیرد، وقتی بوسیله این مثلث تئاتر نگاه می کنیم یک پدیده به نام کارگردان می بینیم. حال باید ببینیم که کارگردان چه فردی و امتیازی دارد که به واسطه آن می تواند کارگردانی کند. کارگردان به تنظیم استاندارد ملاقات این دو دسته در جا و زمان می پردازد.

این کارگردان تماشاخانه پس ازآن درباره محدودیت هایی که یک کارگردان باید از آن برخوردار باشد توضیح داد: درون شلنگ ابتدا کارگردان باید دارای جهان بینی باشد و به واسطه آن پویایی یا فترت لباس می گیرد، شلنگ دوم زیبایی شناسی است که اسکناس تمایز کارگردانان نسبت به غم است. نکته قابل عظمت این است که تمایز کارگردانان داخل این موارد به لباس گیری اجتماع مخاطب متفاوتی برایشان ختم می شود. گام سوم استعمال از روال ای بخاطر مفید واقع شدن درون موجب رابطه بین عمل کننده و تماشا کننده است.

وی افزود: هر آنچه کارگردان را در رسیدن بوسیله ایجاد ملاقات بین این دو گروه کمک می کند، ابزاری برای فرود امدن به اجراست. متجاوز تر تولیدات نمایشی و هنری گیتی بر متن یا نمایشنامه اتکا دارند، یعنی نقطه مکتوب شده گفتارها و رویدادها که ما سعی می کنیم با استفاده از ابزارها آن را ارائه دهیم.

دشتی با اشاره به رابطه متن و عمل گفت: متن یک پی تمام است و می خواهد از عادت ارتکاب طولانی تیز شود، کارگردان باید نمایشنامه را بوسیله ایفا تغییر کند. ما در طراحی اجرا مستقل از متن درباره اینکه درام را چطور خلق کردن کنیم حرف نمی زنیم بلکه درباره چگونگی لباس گیری فرآیند ارتکاب صحبت می کنیم. 

***

همچنین در کارگاه «تجربیات چیز پهن: نمایشنامه نویسی» جلال تهرانی درباره رویکردی که در نگارش نمایشنامه ها تو پیش می گیرد، گفت: من همواره توجه می کنم درامی که می نویسم تازه و نو باشد و خودم و دیگران را درون آن تکرار نکنم، بوسیله همین دلیل آثاری که نوشته ام با بی آرامی تباین دارند. به نظرم اصطلاح تجربه بسیار اساسی است و من همواره به دنبال پرسش های خود رفتم، خیر تنها درام نویسی بلکه اساسا هنر برای من با پاسخ اول نمی شود، بلکه با سئوال آغاز می شود. پرسش ها تعیین می کنند درام چطور جلو برود و ضرورت های ساختاری را تعیین می کنند. 

او درباره نگاهی که به مخاطب تئاتر دارد، بیان کرد: مخاطب تئاتر باید اهلیت داشته باشد و این موضوع بوسیله شغل و پیشه او مربوط نمی شود، اهلیت یعنی تا چه اندازه مخاطب متر خود را بر بگذارد و به عبرت یک نمایش براساس داشته هایش بپردازد.

وقار تهرانی با اصرار بر نگاه متخصص به مقوله نویسندگی توضیح داد: من همواره با یک نمایشنامه تمام شیوه تمرین می روم، نوشتن برای غلام یک کار شهودی تراشیدن بلکه یک کار متخصص و تخصصی است و بوسیله همین برهان می توانم بگویم که هرگز به سیاست و ایدئولوژی در معنای اختصاصی اندیشه می کنم. غلام از مسیر مکاشفه با تکنیک و فن به سراغ نوشتن درام می روم و تو تئاترهایم با مخاطب صداقت دارم و اطلاعاتی را نزد خویشتن نگه نمی دارم تا به مخاطب دیرتر ارائه کنم. اگر می خواهید مخاطب، شما و اثر را عقیده نرم باید با او صادق باشید.

انتهای پیام